یکصد و هشتاد و نهمین (189) جلسه گروه علوم سیاسی
 
«یکصد و هشتاد و نهمین جلسه گروه علوم سیاسی شورای بررسی متون در روز پنجشنبه4/10/93ساعت 10 الی 13 در محل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار گردید.
در این جلسه که آقایان دکترتوسلی، دکترعباس خلجی، دکترحاکم قاسمی، دکترعلوی پور، دکترملک محمدی، دکتربحرانی، دکترقریب، دکترنظری، دکترنجف زاده و مهدی مظفری نیا حضور داشتند پیرامون روند اجرایی برنامه سال 93، اشکالات نقدنامه 90 و نظرگروه درباره شیوه جمع بندی نقد کتب و انتخاب پنج کتاب علمی بحث و گفتگو شکل گرفت. در پایان نیز نشست تخصصی با موضوع «گفتمان و پذیرش دیگری؛ تبارشناسی اندیشه های لاکلا و موف» با ارائه دکترعلیرضا آقا حسینی برگزار شد که خلاصه آن به شرح ذیل است:
با مطالعه ای عمیق از کتاب هژمونی و استراتژی سوسیالیستی می توان تبارشناسی را در سه سطح مشاهده کرد. لاکلو و موفه ابتدا جوهر گرای را در نظریه مارکسیستی به نفع یک نگاه ضد جوهر گرا تعدیل کرده، از منظری پسا ساختار گرا جایگاه سوژه ها، جامعه و اقتصاد از یک سو و شیوه شکل گیری مردم سالاری را در جهان پسا ساختار گرا به بحث گذاشته اند. همین سیاق استدلال، در آثار بعدی نیز قابل پیگیری است. لاکلو تبارشناسی را در فرایندی از ظهور، توسعه و فروپاشی می بیند. از نگاه لاکلو فروپاشی اتفاق می افتد چرا که تمام هویت ها بدور از هرگونه مرکزیت ثقل بوسیله غیریت های تهدید شده، عدم امکان آنها خود را نمایان می کند. از سوی دیگر، در غیاب هرگونه انسداد و مرکزیت ثقل، هویت ها در تقابل با غیریت ها شرایط امکانی خود را به مشاهده می نشینند. بنابر این، در فضای ابهام آلود تقابل اضداد است که روند تاریخ مشخص می شود. یک نکته با اهمیت دیگر را در کنار تبار شناسی می بایست اضافه کرد. شالوده شکنی های ویتگنشتاینی، دریدایی و لاکانی مورد توجه است.
لاکلو با الهام از دریدا شالوده شکنی را در دستور روشی خود قرار می دهد تا آنچه رسوب کرده، از نگاه پنهان است باز فعال شود. رسوب گذاری و باز فعالی سوژه ها در ارتباط تنگاتنگ با شالوده شکنی و هژمونی معنا و مفهوم می یابند. در حالی که ساحت رسوب کردگی سوژه ها به هژمونی مربوط می شود ساحت باز فعال شدن آنها به شالوده شکنی در روندی تبارشناسانه ارتباط می یابد.
بدون تردید، نگاه دریدا، ویتگنشتاین و لاکان شالوده شکنانه است. هر سه اهتمام ویژه ای به سرپیچی به عنوان پیامد شالوده شکنی های خود داشته اند. دریدا تکرار دال و امکان سرپیچی معنای مالوفمدلول را مورد توجه دارد. ویتگنشتاین نشان می دهد که با خارج شدن دال از سیاق حاکم و ورود به سیاق جدید دچار تحول معنایی شده امکان سرپیچی از معنای معهود را به خود می بیند و لاکان نیز به سهم خود نشان می دهد که سوژه شکافته در جستجوی دیگری بزرگ همواره از رسیدن به ساحت ژویسانس بازمانده، مالا نقشه های مکرری را به آزمون می گذارد تا شاید بتواند به آستانه دیگری بزرگ وارد شود. اینجاست که لاکلو و موفه در متن تبارشناسی خود نوع نگاه این سه اندیشمند را فوق العاده مهم تلقی می نماید. اینان با عبور از انسداد و جزم گرایی های مارکسیستی، عرصه سیاست را به شکل باز و در عین بازی،محل تلاقی و برخورد نیروهای متعارض می بینند»
 
   1393/10/15 14:50    تعداد بازدید :  1820


نام و نام خانوادگی :
ایمیل :
* متن کامنت :
 

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 1820
5.5/10 (تعداد آرا 10 نفر )