گزارش نشست گروه روانشناسی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی
هم اندیشی صاحب نظران و مولفان حوزه ازدواج و خانواده
نشست هم اندیشی صاحب نظران و مولفان حوزه ازدواج و خانواده در 13  آذر 1393، در دو نوبت صبح و بعد از ظهر در سالن همایش های هتل الغدیر مشهد مقدس برگزار گردید. این نشست به همت "گروه روان شناسی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی" و "اندیشکده خانواده" برگزار و به تبیین تألیفات ملی و بین المللی و مسائل علمی مرتبط با حوزه خانواده و ازدواج  پرداخته شد.
 
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شورای بررسی متون، در این جلسه که به ریاست دکتر غلامعلی افروز، رئیس گروه روان شناسی شورای بررسی متون برگزار شد،   اعضا، داوران و همکاران گروه روانشناسی شورای برسی متون همچون دکتر خدابخش احمدی-  آقای دکتر علی اصغر احمدی- آقای دکتر علی اکبر ارجمند نیا- خانم دکتر اسماعیلی- خانم دکتر باقری- آقای دکتر بهادرخان-آقای دکتر به پژوه- خانم دکتر حسینیان- آقای دکتر حکمت نیا- آقای ساجدی نیا- خانم دکتر سجادی- آقای دکتر سلیمی- آقای دکتر شفیعی-آقای دکتر فاطمی- خانم فراهینی- خانم قاسم زاده- آقای دکتر قنبری- آقای دکتر حسینعلی کوهستانی- خانم دکتر یزدی و آقای دکتر یونسی حضور داشتند.
این نشست علمی، با سخنرانی دکتر افروز آغاز شد و در ادامه هر یک از اساتید به یک مبحث خاص پرداختند. به ایت ترتیب: دکتر به‌پژوه، آسیب شناسی خانواده؛ دکتر فاطمی، الگوی خانواده؛ دکتر یونسی، خانواده، فرصتها و تهدیدها؛ دکتر حکمت‏نیا، آسیب شناسی حقوق خانواده و دکتر باقری، شاخص‏های پایداری خانواده از نگاه جامعه شناسی.
دکتر افروز در این نشست روند برگزاری را به این ترتیب توضیح داد: جناب آقای دکتر به‌پژوه راجع به آسیب شناسی خانواده صحبتی خواهند داشت. جناب آقای دکتر فاطمی در مورد الگوی خانواده بحث خواهند کرد. جناب آقای دکتر یونسی بحث خانواده، فرصتها و تهدیدها را مطرح خواهند کرد و جناب آقای دکتر حکمت ‏نیا آسیب شناسی حقوق خانواده را مطرح می‏کنند و سرکار خانم دکتر باقری شاخص‏های پایداری خانواده را از نگاه جامعه‎شناسی مطرح می‏کنند. ما سخنرانی نداریم بلکه طرح نظر است که دوستان بین ده الی پانزده دقیقه نظر می‎دهند و بقیه همکاران هم نکات لازم را مطرح می‎کنند. این جلسه مشترک اندیشکده خانواده و شورای بررسی متون روانشناسی با تاکید بر متون خانواده است.

 
دکتر به ‎پژوه در این نشست با اشاره به اینکه ما به دنبال انسان های رشید هستیم، ما رشید نیستیم، رشید می‎شویم و این از خانه و خانواده آغاز می‏شود، گفت: من در یک مقاله تحت عنوان: ضرورت آموزش خانواده و جایگاه تعلیم و تربیت روی چند محور تکیه کرده بودم و با چند سوال شروع کرده بودم. یکی اینکه: از کجا باید آغاز کرد؟ ما در هم‎اندیشی مشترک شورای بررسی متون پژوهشگاه علوم انسانی و مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نشسته‏ایم، در سال  1420 یا 1430 یعنی سی و هفت سال دیگر، ما می‏خواهیم به چه نقطه‏ای برسیم؟ در فرمایشات مقام معظم رهبری هم مرتب بوده است که آن الگویی و مدلی که می‏خواهیم به آن برسیم، همه ما کمال‎طلب و کمال‏گرا هستیم و دلمان می‏خواهد در جامعه ما یک طلاق هم رخ ندهد، یک بزهکار هم نداشته باشیم، یک نزاع خانوادگی هم نداشته باشیم. من امار قوه قضائیه را دارم که در شش ماهه اول سال 93، نزاع ‎ها پنجاه درصد افزایش یافته است، این درد است. ما نمی‏توانیم بگوییم در نظام جمهوری اسلامی ایرانی زندگی می‏کنیم، و نزاع‎های خیابانی 50 درصد افزایش یافته است، نرخ طلاق بالا رفته است، سن سیگار پایین آمده است.
وی در ادامه افزود: من تحت عنوان، آسیب‎شناسی خانواده و شناسایی عوامل تهدیدکننده سلامت خانواده، چند عامل را لیست کرده‎ام، ای عوامل را تیتروار عرض می‏کنم تا برای هم‎اندیشی یک فتح باب باشد. یکی باید مساله‎شناسی کنیم، قدم اول این است، مساله چیست و مسائل ما کدام است؟ مرحله دوم علت‎شناسی است. این مصائب و مسائل بی دلیل رخ نداده است، علل آن چیست؟ سوم راه‎شناسی است که باید چه کرد؟
این استاد دانشگاه در ادامه افزود: نگاه ما هم فقط به خانواده نباشد، یک نگاه به مدرسه و یک نگاه هم به جامعه با تمام مولفه‏های آن باشد. تلویزیون یکی از مولفه‏های اساسی است. الان الگوی مطلوب را هنرپیشه‎ها به ما می‎دهند. برخی بازیگران برای ما الگوپردازی می‏کنند.
دکتر ارجمندنیا در ادامه این نشست علمی به این مسئله پرداخت که برای خانواده غربی هشت نشانه احصا کرده‎اند که بگویند این هویت، هویت خانواده غربی است مثلا ازدواج هم‎جنس و ... آمار نشان می‎دهد که ما پنج تا از این هشت نشانه را داریم و پیش‎بینی می‎کنند به زودی آن سه نشانه باقی مانده هم در جامعه ما پیدا شود و تقریبا هویت خانواده ما، به هویت خانواده غربی تبدیل شود. مثلا پدیده ازدواج سفید، یک پدیده نوظهور و در حال رشدی است.

 
دکتر علی اصغر احمدی در ادامه خاطرنشان کرد: وقتی آقای دکتر به‏پژوه خواستند تحت عنوان آسیب‏شناسی خانواده صحبت کنند، منتظر بودم یک نگاه سیستماتیک به آسیب‎های خانواده داشته باشند و با یک طبقه‎بندی از انواع آسیب‎های خانواده مواجه شوم. در حالیکه فرمایشات ایشان بیشتر روی علائم کشیده شد، علائمی که می‎تواند در چهار یا پنج مقوله گردآوری شود. اگر ما یک نگاه سیستماتیک به خانواده داشته باشیم یا از خانواده الگوهایی داشته باشیم، آن الگوها باید در بطن خود، آسیب‎شناسی نیز داشته باشد. اگر ما این نگاه را نداشته باشیم می‎توان راجع به این علائم خیلی صبحت کرد و شاید این چهل تا را بتوانیم به دویست مورد هم برسانیم و به این ترتیب شاید ما نتوانیم مداخله درستی در خانواده داشته باشیم. بنابراین پیشنهاد من این است که یک نگاه سیستماتیک و الگویی و تحولی به خانواده داشته باشیم و ذیل آن نگاه آسیب‏شناسی را هم بررسی کنیم.
دکتر خدابخش احمدی در این خصوص گفت: در بحث آسیب‎شناسی خانواده، هم می‏تواند یک فهرست تدوین و ارائه شود و هم می‎شود روی یک موضوع خاص متمرکز شود و یک آسیب‎شناسی خاص باز شود و بسط داده شود. من به یکی از آسیب‎هایی که در جامعه ما وجود دارد و مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت باید نسبت به آن حساسیت نشان دهد و کاری انجام دهد، می‎پردازم و همان یک موضوع را بسط می‎دهم و آن گفتمان‏سازی در خانواده است.
وی در این خصوص توضیح داد: اصطلاح بعدی ازدواج سفید است. واژه cohabitation را ازدواج سفید ترجمه کرده‎اند، البته هم‎خانه و هم‎خوابه هم به آن گفته‏اند. من در گوگل سرچ کردم، در گوگل فارسی ششصد و چهل هزار سایت وجود دارد که کلمه ازدواج سفید در آن به کار رفته است در مقابل واژه معادل انگلیسی آن حدود هفت میلیون و اندی است. یعنی ششصد و چهل هزار سایت در مورد ازدواج سفید صحبت می‏کند و حتی در ترجمه هم‎خانه آن هم، این کلمه یک کلمه مثبت است و منفی نیست. در حالی که cohabitation نه ازدواج است و نه سفید. چون سفید نشانه و نماد صلح و دوستی و محبت و مودت است و ما برای وضعیتی اینچنینی از این واژه استفاده کرده‎ایم. البته من ریشه‎یابی کردم و فهمیدم که رسانه‎های غربی اولین بار این اصطلاح را رایج کردند و استفاده کردند. معاون محترم امور زنان و خانواده، در سالروز ایدز در ریاست‎جمهوری راجع به ازدواج سفید سخنرانی کرده است که ازدواج سفید در حال گسترش است و قس علی هذا. مسئولین، روانشناسان، متخصصان خانواده راجع به ازدواج سفید سخنرانی می‏کنند و از همین واژه استفاده می‎کنند، در حالی که به این امر توجه نمی‏کنند که این واژه خارج از مضامین گفتمان خانواده ایرانی و اسلامی است و چرا ما باید از این اصطلاح استفاده کنیم و خود اصطلاح، بار معنایی، بار ارزشی، بار فرهنگی، آداب و رسوم و ... را با خودش دارد و شاید بعضی از مردم از واژه خوششان بیاید و مثلا بگویند من با خانمم ازدواج کردم ولی هنوز سفید نیست، باید بروم ازدواج سفید کنم. وقتی این واژه بار معنایی دارد می‎تواند تلقین مثبت ایجاد کند. ما از تاثیرات زیرآستانه‎ای اصلا خبر نداریم و ای کاش دوستان کمی به این موضوع توجه کنند. اثرات محرک‎های زیرآستانه‎ای بعضی از مواقع بیشتر از اثرات محرک‎های کاملا مستقیم است.
وی توضیح داد: اصطلاح بعدی طلاق عاطفی Emotional Divorceاست. وقتی من در مقالاتSID سرچ کردم، طلاق عاطفی را سرچ کردم، حدود ده مقاله در همان صفحه اول بود که در عنوان آن طلاق عاطفی استفاده شده است و وقتی آن را در google scholar سرچ کردم، فقط یک مقاله پیدا کردم یعنی فقط یک مقاله با عنوان Emotional Divorce بوده و دیگر نیست و وقتی به این واژه نگاه می‏کنید، اولین بار پاول بوهانان طلاق‎ها را تقسیم کرده است و من سخن ایشان را می‎آورم تا ببینید چقدر این مسخره بوده است ولی ما آن را جدی گرفته‎ایم، وی نوشته است: طلاق اقسامی دارد یعنی طلاق را به انواع و اقسام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ... تقسیم کرده است و این سخن یک سخن مسخره‎ای است که ایشان اولین بار گفته است و بعد از اینکه وی طلاق را به شش مورد تقسیم کرده است. من حدود هشت نوع تقسیم‎بندی طلاق را از متخصصان معتبر خارجی آورده بودم که در هیچکدام حتی در طبقه‏بندی گاتمن، Emotional Divorce اصلا وجود ندارد و من نمی‎دانم چرا ما باید از بوهانان  که اصلا متخصص خانواده هم نیست، باید این اصطلاح را بگیریم و تقسیم‎بندی وی به طنز شبیه‎تر است تا یک تقسیم‏بندی علمی. و در مورد آن مقاله بنویسیم و حتی در صدا و سیما، کسانی به اسم متخصص خانواده بروند و در مورد طلاق عاطفی صحبت کنند و در مورد طلاق عاطفی تحقیق انجام دهد و آمار ارائه دهد! ممکن است اینها اثر معکوس هم داشته باشد. شاید یک زن و شوهر بگویند ما که طلاق عاطفی داریم پس می‏رویم و ثبت می‎کنیم، ضمن اینکه قباحت طلاق کلا از بین می‏رود. طلاق قباحت و خط و مرزی دارد که منفی است و باید مواظب باشیم این مرز شکسته نشود چون وقتی این مرز شکسته شود و طلاق یک مساله عادی شود می‏تواند اثراتی داشته باشد.
دکتر افروز در ادامه توضیح داد: واژه طلاق هم بار حقوقی دارد و هم بار شرعی. من نوشته‎ام گاهی ما انسان‌ها در منزل دچار انزوای عاطفی می‎شویم و اشاره کرده‎ام انزوای عاطفی به مراتب از تنهایی اجتماعی بدتر است.
دکتر فاطمی در ادامه اظهار داشت:در بحث طلاق عاطفی، گاتمن یک بحثی به نام اسب‎های آخرالزمانی مطرح می‎کند و اشاره می‎کند چهار عامل می‎تواند خانواده را به هم بریزد و یکی از آنها است که آن را اوج رسیدن به طلاق عاطفی می‏گویند. مواردی که شما راجع به physical divorce, legal divorce و ... یک بحث دیگر است و مقصد آن طلاق روانشناختی نیست بلکه آن یک پدیده اجتماعی بوده است. نفی یک پدیده با تغییر یک کلمه ایجاد نمی‎شود و الان یک کتاب تحت عنوان emotional cut off چاپ شده است و آخرین کاری است که در درمان خانواده مطرح شده است که بعد از طلاق عاطفی، هفت هشت مولفه را مطرح می‎کند که بعد از اینهایی که نگاه سیستمی به خانواده دارند این می‎تواند هم در درون‎فردی و هم بین‎فردی تاثیر بگذارد.
دکتر یونسی در ادامه این نشست خاطرنشان کرد: بحث ما در مورد فرصت‎ها و تهدیدهاست که من به صورت تلگرافی به آن اشاره می‌کنم ولی روی تهدیدها بیشتر تمرکز می‎کنم. در رابطه با تشکیل خانواده، ما می‎توانیم از قرآن خیلی چیزها را به عنوان فرصت بگیریم، یکی همین آرامش است «لتسکنوا الیها» که هدف تشکیل خانواده همین است. یا یافتن نیمی از خود «من انفسکم».
من بیشتر به تهدیدها اشاره می‎کنم چون کار من به عنوان روانشناس بالینی، روزی نیست که ما موردی از اختلافات خانوادگی نداشته باشیم. یکی از تهدیدهایی که در رابطه با تشکیل زوجیت و ازدواج وجود دارد، محدود شدن آزادی و آزادی‎خواهی است. ما در مشاوره‎های قبل از ازدواج می‎گوییم که آقا یا خانم عزیز، ازدواج ضد آزادی است و حتی برای سنجش آن ازمونی داریم که میزان آزادی‎خواهی طرف را می‌سنجد و اگر از نمره سه بالا برود، خطرناک است. زن و شوهری که نمره‎ای بالاتر از سه می‏گیرند، ممکن است بعدا در زندگی به مشکل برخورد کنند. در متون هم جناب گلاسر به این توجه کرده است گرچه با فرهنگ دینی ما کاملا مشخص است کسی که ازدواج می‎کند متاهل می‎شود، متاهل از ماده اهلی است و ضد اهلی وحشی است و معادل انگلیسی وحشی در انگلیسی wild است و اگر در فرهنگ آریاپور به معنای این واژه نگاه کنید خواهید دید برای آن دو معنا نوشته شده است: یکی وحشی و معنای دیگری آزاد است. ما تا زمانی که مجرد هستیم آزاد هستیم یعنی هر کاری که دوست داریم انجام می‏دهیم ولی ازدواج محدودیت می‎آورد.
وی در ادامه بحث به موضوع استقلال و تمایز از خانواده اصلی اشاره کرد و گفت: استقلال فرصتی است که زوج و زوجیت را از خانواده اصلی به ما می‎دهد. ولی در ایران در بیشتر اوقات خانواده‎ها در تمایز مشکل دارند یعنی نتوانسته‎اند این فرزندی که به سن بیست و پنج سالگی رسیده است را از خودشان متمایز کنند یعنی هنوز آنها را تکه‎ای از وجودشان می‎دانند. بیست و پنج درصد طلاق‎ها در ایران به خاطر دخالت خانواده‎های اصلی است یعنی اگر خانواده‏های اصلی زن و شوهر را به حال خودشان بگذارند، با هم زندگی می‏کنند  مشکلی ندارند.
وی به عدم همگرایی زوجین از نظر صفات شخصیتی هم اشاره کرد و گفت: تقریبا می‎توان گفت پنجاه شصت درصد اختلافات خانواده‎ای به خاطر این امر است. از نظر خصوصیات شخصیتی اینها به هم نمی‎خورند. در اینجا بحث مشاوره‎های قبل از ازدواج مطرح می‎شود.
انتظارات وجنگ انتظارات موضوع دیگری بود که این استاد دانشگاه به آن پرداخت و گفت: دقت داشته باشید اختلافات زناشویی جنگ انتظارات است و هیچ چیز دیگری نیست. آیا ما در این زمینه آموزش‎هایی می‎دهیم؟ یادتان باشد باید برای هر ازدواجی دو گور کنده شود، گور انتظارات زن و گور انتظارات مرد. اگر این نباشد، با مشکل مواجه خواهند شد. زن و شوهر فکر می‎کنند قرار است ازدواج تمام انتظارات ایشان را برآورده کند. به همین علت است که در پنج سال اول ازدواج آمار طلاق بالاست و بعد از پنج سال آمار پایین می‏آید. در این پنج سال دختر و پسر می‎فهمند که ما ازدواج کردیم ولی قرار نیست که همسرم هر چه من خواستم، برای من فراهم کند.
جزئی‌نگری و وسواس موضوع بعدی است. منظور من وسواس به معنای عام کلمه است، وسواس فقط این نیست که چند دفعه دستتان را بشویید، ما نود نوع وسواس داریم. مثلا حدود سه سال پیش آقایی به ما مراجعه کرد، به محض اینکه وارد شد بالای سر من را نگاه کرد، من فکرکردم جانوری چیزی روی سرم است، دستم را روی سرم کشیدم، دوباره آن طرف مرا نگاه کرد، و ... این وسواس است. وسواس نیز یکی از عوامل از هم‏پاشیدن خانواده‎هاست. وقتی ما مشاوره قبل از ازدواج می‎گیریم، وقتی جزئی‏نگری از هفت بالا می‏زند، اعلام خطر می‏کنیم البته باید به علائم دیگر نیز نگاه کرد.
یکی دیگر بحث عدم صداقت است، یکی از چیزهایی که ما می‏بینیم در این چند ساله آمار آن زیاد می‏شود، بحث تعدد زوجات است که بعضی به آن رنگ و بوی دینی می‎زنند و بحث ارتباطات مخفیانه مطرح است. مراجعات ما نشان می‎دهد هشتاد درصد آقایان اینگونه هستند و متاسفانه بیست درصد زنان هم اینطوری شده‎اند و این خطرناک است.
دکتر حکمت‎نیا در این نشست گفت: تصور من این است که در حوزه حقوق و اجتماعیات، یکی از عناصری که موجب شد خانواده با مسائل متعددی روبه رو شود، این است که دولتهایی با وظایف جدید شکل گرفتند. شما می‎دانید که واژه حقوق خانواده عمر چندانی ندارد و این واژه حدود پنجاه شصت سال عمر دارد. خانواده حقوقی نبود، دولت‎ها آن را حقوقی کردند، چرا؟ چون دولت‏ها در خانواده حضور دارند و گاه دخالت می‎کنند. مثلا در پس از انقلاب، خانواده را به شدت حقوقی کرده‎ایم، از همین شرط‌های ضمن عقد نکاح که پایان دفترچه‎ها می‎نویسند، از نهادهایی که در خانواده دخالت می‏کنند، اینها نشان می‎دهد که خانواده به سمت حقوقی‎شدن حرکت می‎کند یعنی دولت حوزه خودش را به سوی خانواده توسعه می‌دهد، چون در قسمت دولت، یک نظریه منسجم بر اساس ادبیات دینی و اسلامی وجود ندارد.
دکتر حکمت نیا افزود: ما در حوزه مطالعات خانواده هم مشکل داریم. نظریه دولت، نظریه خانواده، مطالعات خانواده. ما دچار یک مشکل شده‏ایم و من نام آن را التقاط معرفتی می‎گذارم. نمی‏دانیم از چه منابع معرفتی‏ای استفاده می‎کنیم، دینمان کجاست، مبانی معرفتی ما کجاست، مرزهای ما کجاست. اینها روشن نیست، در کارهایی که من انجام می‎دهم گفتم باید مرزی مشخص کنیم، که این مرز ما به لحاظ معرفتی کدام است؟
ما نیاز به مطالعات تطبیقی داریم و نه التقاطی. مطالعات تطبیقی در جایی است که مرزهای معرفتی روشن است. می‏خواهیم بر سر مسائل مشترک، راهکارهای متفاوت را ببنیم. البته ممکن است یک اندیشمند در دقت‎های علمی خودش مساله‎ای دیده باشد که ما باید ببینیم آن مساله، مساله ما هست یا خیر.
دکتر حکمت نیا در نشست هم اندیشی اظهار داشت: در حوزه حقوق دو بحث مطرح است. گاهی ما حق را در مقابل باطل به کار می‎بریم که اینکار یک بحث معارفی است. حقی که در حقوق است به معنای اختیار و امتیاز و ازادی است، یعنی فضای متفاوتی دارد. در ساختار دادگاه‎های ما، یکی همین کاری اتفاق می‎افتد که شما می‏گویید، یعنی اینکه چه کنیم تا به افراد کمک کنیم تا به یک تصویر معقول برسند؟ این ممکن است در خانواده یا بیرون خانواده باشد و یک نفر مصالحه می‎کند و این یک تصمیم معقول می‎شود و این قضا نیست. قضا آنجایی است که می‎گوید شما این اختیار را دارید و می‎توانید اعمال کنید. دادگاه‎های خانواده دو شان دارند: یک شان قضایی دارند که به معنای فصل خصومت است و در آنجا بایستی بر اساس قانون و قرارداد نظر بدهند. یک فصل هم کمک به تصمیم‎گیری است که باید در حوزه خانواده به این تصمیم‎گیری‎ها کمک شود تا افراد به آن مرحله نرسند. ولی اینکه دادگاه کافی نیست، این منطقی است و ما به نهادهای دیگری نیاز داریم، که در حال حاضر نداریم. ادبیات قرآنی نیز همین است، البته نه نهادهای داوری که در جلوی قوه قضائیه تشکیل شده و مسخره‎بازی است، داوری خانواده مفهوم و بحث خودش را دارد و آن ناقص است، اما آیا آن ماهیت قضائی دارد؟ خیر، آن نیز ماهیت قضائی ندارد و این دو بحث است.
خانم دکتر باقری نیز در این نشست به این موضوع پرداخت که بحث شاخص‎های خانواده با در نظر گرفتن چند پیشفرض قابل بررسی است.
وی افزود: تقریبا می‏توان گفت به خانواده دو نگاه کلیدی و اساسی داریم، یک نگاهی که خانواده را مجموع سلسله نقش‎های زن و مرد و بچه می‎داند و به عبارتی دیگر از دیدگاه جامعه‎شناسان یک نگاه فیزیکی به این ترکیب دارد یا یک ترکیب فیزیکی از خانواده ارائه می‎کند. نقطه مقابل این دیدگاه، دیدگاهی است که خانواده را جمع جبری ببین زن و شوهر و فرزند نمی‎داند، قرار است یک هم‎افزایی اتفاق بیفتد و از ترکیب اینها یک هویت جدید خلق می‎شود و آن هویت جدیدی که خلق می‎شود، مبانی وجود شناسانه خاص خودش را دارد و خانواده در این مبنا از رویکرد هستی‎شناسی، یک وجود مستقل دارد و بنابراین اگر یک وجود مستقل داشته باشد قابل بحث است، نظریه شناخت خانواده و حتی بحث‎های روش‎شناسی مبتنی بر آن هم فضا و چارچوب‎های خاص خودش را پیدا می‎کند، بنابراین ما نام نگاه اول را به نوعی ترکیب فیزیکی خانواده می‎گذاریم و دومی را ترکیب شیمیایی بگذاریم. من برای تقریب به ذهن از این اصطلاحات استفاده می‎کنم. از جهت اینکه ما در دومی یک هم‎افزایی داریم از مجموع این نقش‎ها و اجزا و برایند آن قرار است محل مطالعه ما قرار گیرد و در اولی تک تک آن بحث می‎شود. البته وقتی ما در اولی تک تک آنها را بحث می‎کنیم دوست داریم یک نگاه جامع‎نگر داشته باشیم، ولی قاعدتا روش‏شناسی اولی با دومی متفاوت است. به همین خاطر، شاخص‎هایی که تدوین می‌شود، بسته به این است که ما چه نگاهی به خانواده داریم، آیا نگاهمان نگاه اولی است یا دومی، قاعدتا متفاوت است.
شاخص‏های خانواده را که بررسی می‏کردم، البته من و دوستانم درشورای فرهنگی اجتماعی زنان نیز در این زمینه تحقیقی انجام داده بودیم که ریز به ریز آن به تفکیک شاخص‎های اقتصادی، سیاسی، بهداشتی، جمعیتی و ... بود، من وقتی به مجموع اینها نگاه می‎کردم دیدم نگاهشان متاثر از نگاه اول است یعنی همان تعریف خانواده که مجموع زن و شوهر و فرزند است و نه الزاما هم‎افزایی اینها.
دکتر افروز در این خصوص توضیح داد: اگر بخواهیم این شاخص‎ها را مطرح کنیم، این شاخص‎ها از منظر جامعه‎شناسی کمی جامعه‎محورتر می‎شود، از منظر روانشناختی، روان‎محور می‎شود و از منظر دین، دین‎محور می‎شود ولی اگر ما بخواهیم شاخص‎های حقیقی را مطرح کنیم که کدام شاخص‎های پایدار هستند، اولین مطالعه‎ای که روی علل روانی ـ جنسی طلاق انجام دادیم، در سال 1362 بود یعنی سی و یک سال پیش ما این کار را شروع کردیم. می‎خواهم بگویم وقتی بررسی می‎کنیم ریشه اصلی همسرگریزی و طلاق، به این دافعه‏های روانی و دافعه‎های رفتاری و دافعه‎های جنسی برمی‎گردد. حال اینکه دافعه‎های رفتاری چیست، این یک بحث دیگر است. وقتی این دافعه‎ها مشترک است، مثلا در هند و انگلیس بپرسید ریشه‎های طلاق کدام است؟ در دافعه‎های روانی، رفتاری و جنسی خلاصه می‎شود. اگر ما در اندیشکده بحث کنیم و قبول کنیم مطالعات جهانی را استخراج کنیم، همه جا هم مطالعه شده است، وقتی بپذیریم اینها ریشه‎هاست، بالطبع باید شاخص‎ها همان مواردی باشد که عنایت به اینها دارد، عنایت به این ریشه‎های روانی و رفتاری وجنسی دارد، اگر عنایت نداشته باشد، در اینصورت شاخص‏ها، شاخص‎های انتزاعی می‎شود. باید تحلیل کنیم و این ریشه‎های اصلی است. مثلا طبق آمار قوه قضائیه، شاغل‏ها زودتر از بیکارها جدا می‎شوند یعنی پولدارها و شاغل‎ها هم در اروپا و هم در ایران زودتر جدا می‎شوند، پس مساله صرف فقر نیست.

 
دکتر ارجمندنیا در ادامه افزود: وقتی صحبت از خانواده می‎شود، طبعا بچه‎ها هم نباید نادیده گرفته شوند. از اختلافات زناشویی صحبت می‎شود، از زاویه‎های مختلفی امروز بحث شد. از طرفی گاهی اوقات ما از خانواده‎ها می‌شنویم تا زمانیکه بچه به دنیا نیامده بود، ما هیچ اختلافی با یکدیگر نداشتیم یعنی به محض اینکه بچه به دنیا آمد، اختلافات ما شروع شد. از طرف دیگر، در کتاب های درسی و دانشگاهی هم صحبت از اتحادهای مثلثی می‎شود که آنها هم در کارکرد خانواده مطرح می‌شود. نکته دیگر اینکه یکی از مسائلی که الان در ارتباط با مسائل خانواده درایران مطرح است، چون برخی از دوستانی که در خدمتشان هستیم از شورای بررسی متون در اینجا حضور یافته‎اند، مدتهاست که کتابهای درسی هم در شورای بررسی متون، بررسی می‎شود و اشکالاتی در کتابها موجود بوده و فکر می‎کنم تعالیم روانشناسی هم در این مشکلاتی که برای خانواده‎ها ایجاد می‎شود، بی‎تاثیر نبوده است. به عنوان مثال، من یک جمله از کتابهای روانشناسی خانواده خودمان می‏گویم که در ایران استفاده می‎کنیم. تعریف فرزندپروری را از نگاه کاگان، از سال 1875 بیان می‎کند و می‎گوید: اتخاذ مجموعه‎ای از تصمیم‎ها برای جامعه‌پذیر کردن کودکان. این کل تعریفی است که برای فرزندپروری از نگاه کاگان آماده است و من فکر می‎کنم اگر نگاهی به این تعریف بیندازیم آنچه در اینجا اصالت یافته است، اعضای خانواده نیستند یعنی هدفی است که برای فرزندپروری ترسیم شده و آن هدف خدمتی است که خانواده می‏خواهد به اجتماع کند و بچه‎ها را جامعه‌‎پذیر کند و من فکر می‎کنم اگر ما بخواهیم از منظر بومی، فرهنگی و اسلامی نگاه کنیم، شاید بگوییم جامعه‎پذیر کردن کودکان هم جزو اهداف فرزندپروری است ولی فقط محدود به این نیست.
دکتر اسماعیلی خاطرنشان کرد: اگر ما خانواده را اینطور تعریف کنیم که خانواده: نهادی است که با سهم‎گذاری «یعنی دقیقا معکوس آنچه تا امروز در خانواده‎درمانی به ما آموزش داده می‎شده است»، نهادی است که با سهم‎گذاری عاطفی و حمایتی یک زن و مرد بر اساس یک نیاز فطری تشکیل می‎شود و طی فرآیندهای تبادلی با نظام‎های جهان‎شناختی، خلقتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی خود گسترش و تکمیل پیدا می‏کند. فکر می‎کنم اگر ما به اجزای این تعریف توجه داشته باشیم شاید مدلی متفاوت از آنچه که تا الان بررسی کرده بودیم، را بتوانیم داشته باشیم.
دکتر بهادرخان با ارائه آماری گفت: ما در ده سال گذشته، آمار اختلالات روانی ما از 16 درصد به حدود 25درصد رسیده است. یکی از این پژوهش‎ها را در سال 69 خودم انجام دادم، یعنی در انجا در روستاهای گناباد، افسردگی 7.7 بود، ابزار دقیق هم داشتیم و روانشناس و روانپزشک هم آن را چک کرد. در آن زمان حداقل 12.5 و حداکثر 16.6 در کشور به وجود آمد، مسئول سلامت روانی کشور در بررسی نمونه‎ای که در دو سال پیش در مشهد انجام دادند، این آمار را اعلام کرد. این آمار از جمعیت بالای 15 سال در مشهد است. عرض من این است که ما دو نگاه داریم، یک: نگاه به آنچه که باید انجام دهیم و وظیفه ماست، دوم: نگاه به خودمان که زندگی کنیم. وقتی مهارت‎های اساسی زندگی را که اولین آن خودآگاهی است، در بحث خودآگاهی باید اهداف ما مشخص شود؟ ما بعد از دو سال باید در اندیشکده به کجا برسیم؟ محصول این اندیشکده برای جامعه که بتواند کار کند چیست؟ یک دکتر کتابی برای بحث ازدواج در حاشیه شهر نوشته بود، که شصت روانشناس تربیت کند تا آنها این کار را در آنجا انجام دهند، من گفتم: این کتاب شما، فقط به درد خانواده خود شما می‏خورد، نصف روز می‏رویم در حاشیه شهر با مردم زندگی می‎کنیم تا بعد از آن ببینیم شما چقدر این کتابتان را قبول دارید؟ رفتیم نشستیم و نمونه‎ای از مردم را دیدیم، بعد گفت: حالا می‏فهمم نیاز مردم چیز دیگری است.
خانم دکتر سجادی در این نشست گفت: آماری که ارائه می‎شود 17666 شبکه ماهواره‏ای الان در ایران فعالیت می‎کند و به صورتها و عناوین مختلف، فرهنگ مختلف را به جامعه ما تزریق می‎کند. که از این تعداد، شبکه ماهواره‎ای، دو هزار تای آن به صورت فعال و شفاف است. من آمار این را دقیق گرفتم تا به عزیزان بگویم که چقدر دقیق روی بخش‎های مختلف کار می‎کند. مثلا 380 شبکه به پخش موسیقی اختصاص دارد، 74 شبکه به مد و لباس و آرایش تخصیص داده شده است، 419 شبکه به ورزش پرداخته است، 252 شبکه به مساله کودکان و نوجوانان پرداخته است و 92 شبکه به مسائل اقتصادی، و 332 شبکه به مسائل سیاسی می‎پردازد. از جهت فلسفی، تفاوت تلویزیون ما با ماهواره، در مولتی کالچر بودن آن است که از طریق ماهواره شما ابعاد مختلف فرهنگ سکولاریسم را در شبکه‎های مختلف می‎بینید اما تفاوت آن با تلویزیون این است که به هر حال این یک فرهنگ ثابت ایرانی اسلام است که برای فرهنگ‎سازی جامعه می‎سازد و برنامه‎ریزی می‎کند. و طبق آماری که ما داریم 73 درصد از جوانان و نوجوانان ما به خصوص در استانها از این شبکه‏های ماهواره‏ای استفاده می‏کنند. و این نکته مهمی است که بخصوص در حاشیه شهرها، که ضعف مالی بیشتری است استفاده از این شبکه‏های ماهواره‎ای بیشتر است.
نکته دوم بی‎عفتی و ترویج خیانت و تقویت بی‎وفایی در خانواده است. نکته مهمتر از همه اینها این فضای مجازی است که شما متاسفانه اخیرا می‎بینید بچه‎های کوچک ما معمولا تبلت دارند و با تبلت سرگرم می‎شوند، اینها را چه کسی باید سازماندهی کند؟ بایدها و نبایدهای خانواده را چه کسی باید پاسخ دهد؟ آیا صحیح است کودکان زیر دبستان تبلت در دست بگیرند؟
دکتر احمدی به این نکته اشاره کرد که جامعه ما یک جامعه دینی بوده و خواهد بود. خانواده که در جامعه امروز رشد می‏یابد و در یک بستر دینی و اسلامی است، باید در این بستر توجه داشته باشیم ابتناء خانواده بر حقوق، یک ابتناء غلط است. ما باید با این زمینه‎ها خانواده را آنالیز کنیم و خانواده ایده‎آل خودمان را شناسایی کنیم. من واحد مطالعاتی خانواده را، رفتارهای تعاملی می‎دانم، نه رفتار فردی، نه رفتار حقوقی و نه حتی مساله اینکه جامعه چه تاثیری دارد، اگر تاثیر آن روی رفتارهای تعاملی باشد، این واحد برای ما واقعی‎تر است تا اینکه رفتار یک نفر یا حقوق یک نفر را مطالعه کنیم یا مشکلاتی که از این دست وجود دارد.
دکتر علی اصغر احمدی هم در آخر نشست به این موضوع پرداخت که ما در مورد هر موضوعی که صحبت می‎کنیم باید به تحولات اجتنابناپذیر اجتماعی توجه داشته باشیم و آنها را در محاسبات خودمان وارد کنیم. یکی از این مسائل که به اشکال گوناگون در فرمایشات دوستان وجود داشت، مساله رشد فردگرایی است. فردیت‏گرایی و فردگرایی از جمله مسائلی است که لاجرم در دنیا اتفاق می‏افتد و آدمها دارند پیوسته از جمع‏بودن جدا می‎شوند و از اینکه گروهی زندگی کنند و به تبع آن جدا می‎شوند و هر کدام صاحب نظر، رای و انتخاب می‎شوند.
در پایان این نشست یک روزه، دکتر افروز، رییس گروه روان شناسی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی و رییس اندیشکده خانواده به جمع بندی و تشکر از اساتید پرداخت.
   1393/12/4 10:45    تعداد بازدید :  3299


نام و نام خانوادگی :
ایمیل :
* متن کامنت :
 

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 3299
5.5/10 (تعداد آرا 10 نفر )